|
غیر عشقت هرچه گویی ترک ان هم میکنم و تو امدی از دور دست ها از سرزمین عشق ...
تو مرا با عشق اشنا کردی با تو تا عرش دوست داشتن سفر کردم
تو مفهوم عاشق بودن را به من اموختی با تو کامل شدم
با تون انسان شدم با تو الفبای عشق را اموختم
ندای قلب عاشقم را به همه رساندم حرفهایی از خیلی ها شنیدم .. قلبم اتش گرفت
ولی به یاد تو سرد شد به تو و كلبه عاشقمان باليدم...
تو نیمه گمشده من هستی حال که اینچنین شیفته ی توام
باش تا در کنارت ارامش یابم حتی برای لحظه ای از من جدا نشو بدون تو دستم سرد است
بدون تو اغوشم تهی و لبریز ترس است به حرمت عشقمان... بدان که عشقمان همیشه پاک خواهد ماند
به وفایم ایمان داشته باش ...
تا به تو نشان دهم معني واقعي واژه عشق را
۱ : حال نداشتم خودم بحرفم
۲:دست همه اونایی که میاند ونظر میدن میسی
۳: مجید جونم دوست دارم دلم برات تنگ شده
۴: ایام فاطمیه را هم بهتون تسلیت میگم
۵: بابای
اگر سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده... غريب است دوست داشتن..و عجيب تر از آن است دوست داشته شدن... وقتي ميدانيم کسي با جـان و دل دوستمان دارد ... ونفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ريشه دوانده به بازيش ميگيريم هر چه او عاشقتــر ما سرخوشتر، هر چه او دل نازکتر ، ما بي رحمتر تقصير از ما نيست ؛تماميِ قصه هايِ عاشقانه، اينگونه به :گوشمـــان خوانــده شدهاند تحمل کردن زيباست اگر قرار باشد روزي به تو برسم انتظار اسان است اگر قرار باشد دوباره تو را ببينم زندگي شيرين است اگر قرارباشد مزه ي دستان تو را بچشم مشکلات حل مي شود اگر قرار باشد روزي به پاي تو بميرم اشک ها همه به لبخند تبديل مي شود اگرقرارباشد تو را يک بار ببوسم و لبخند ها دوباره به اشک فقط اگر ببينم خيال رفتن داري اما بدان دوستت دارم از پشت اين همه فاصله از پشت اين همه حرف دلم تنگ است دلم براي لحظه هاي با تو بودن تنگ است و براي لمس دستهاي دور از دسترست دلم تنگ است وقتي كه دورترين فاصـــــــــــــله ها كمترين فاصله از توست . میسی از همه سعی میکنم به همه خبر بدم بای
و یا از روی خودخواهی خود را پسندیدم اگر تو مهربان بودی و من نامهربان بودم برای دیگران سبز و برای تو خزان بودم کناهم را ببخش وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من در انتظار امدنش نشستم وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد من او را دوســــــــــت داشتم وقتی که او تمام کرد من شـــــــــــــــروع کردم و چه سخت است تنها زندگی کردن !!! نبودی من برایت گریه کردم (( مجيد پارسال همين موقع ها بود ميرفتيم رو كوه مگه نه؟؟واي چه روزايي بود چه قد كيف ميداداااااااا!! چقد ميخنديديم !! تو و علي چه كارايي كه نميكردين مثلا ميومدين درس بخونين ...با دمپایی میوفتادین به جونه هم يادته به اون بچه ها ميگفتي بيان منا بزنن منم گولشون ميزدم ميگفتم بهتون شكلات ميدم ميومدن خودتا ميزدن هييييييييي روزگار چه كردي با من !!!!! راستشا بخواي از بهترين روزاي زندگيم بود !! وقتي بر ميگشتم خونه همش فكرم به تو بود و ... حيف كه امسال اون روزا تكرار نميشه اخه پارسال من با فاطي ميومدم و تو به خاطر من ميومدي من به خاطر تو ولي امسال ... نه من ميتونم با فاطي بيام نه تو ميتوني فقط و فقط به خاطر من بياي .كاش ميشد برميگشتيم عقب !! الان فقط ميتونم بگم حــــــــــــــــــــــــــيـــــــــــــــــــــف !!!!!! شرمنده بهتون خبر نمیدم و اپ میکنم یا کم بهتون سر میزنم به هر حال اگه ميخواين منا تو وبلاگهاي دوستان بذاريد تا از اپ شدنم با خبر شين البته اگر دوست دارين ميسي !!!!!!
درکلبه ی کوچک قلبم نیازمند چیزی بودم که باورش کنم نگاهت بر من افتاد و باور کردم خواهان کسی بودم تا باورش کنم خود و رویاهایت را با من تقسیم کردی و باورت کردم اما آنچه که به راستی نیازمندش بودم باورکردن خود بود مرا به دنیای درونت بردی و با اکسیر عشق یاریم کردی و به برکت توست که امروز زنده ام ، لمس میکنم و باور دارم کسی ، چیزی یا خود را آری تنها به خاطر وجود توست تا بعد بابای واسه اپ کسی را خبر نکردم
|
About![]()
فرض كنيم پول دو بستنی نداريم
Home
|