|
سلام .......سلام چطور مطورایین؟؟؟؟؟ من باز اومدم نمیخوام برم مگه زورهههههههه اون روزم فک کنم دیوونه شده بودم اون حرفا زدم ولی .......... یه یک ماهی از دستم راحتین سه شنبه دارم میرم کویت تا یه ماه اونجام ............... تنهام نذاریناااااااااا میخوام وقتی برگشتم اب از اب تکون نخوره دلم واسه همتون تنگ میشه سوغاتی موغاتی که نمیخواین؟؟؟؟؟ خب دیگه خیلی حرف زدم ...... انقد من ازین متنه خوشم میاد چون خوشم میاد گذاشتم شما هم بخونین خب دیگه.......دوستون دارم بای تا یک ماه دیگه ........ حالا شما نرین تا یک ماه دیگه نیایناااااا
خسته ام..... انگار صد سال پیاده راه آمده ام انگار صد سلسله کوه را روی شانه های نحیفم حمل کرده ام انگار هزار سال است که پلک هایم را نبسته ام خسته ام آنقدر خسته که نام خود را هم فراموش کرده ام و هیچ یادم نیست که اولین بار کدامین گل را بوئیدم من شکل سنجاقکی را که در کوچه کودکی بوسیده ام را از یاد برده ام خسته ام ... انگار این جاده های سرد و خاکی پائیز تمام شدنی نیست از دست زمین و آسمان دلگیرم ... و از درختانی که بر من سبز شده اند گلایه مندم خسته ام ... اما نه آنقدر خسته که نتوانم تو را دوست داشته باشم و از کنار نفس های گرمت بی اعتنا بگذرم بگو چقدر به انتظار بنشینم که زمان از من عبور کند و ستاره ها شاهد خاموش شدن تک تک فانوس های قلبم باشند چقدر پیراهن کدرم را در چشمه آرزوها بشویم و روی طناب دلواپسی پهن کنم اگر شوق رسیدن به دست هایت نبود هیچگاه آغوشم را نمی گشودم و اگر صدای گوشنوازت نبود از گوشه تنهایی بیرون نمی آمدم اگر شوق دیدن چشم هایت نبود هیچگاه پلک هایم را بیدار نمی کردم واگر شمیم حرف هایت نمی وزید معنای جهان را نمی فهمیدم خسته ام ... اما نه آنقدرکه نتوانم هر روز به باشکوه ترین قله زندگی بایستم و همراه با ستاره ها و خورشید به تو سلام کنم
سلام
خوبین همه؟؟؟؟؟؟ مرسی از همه که اومدین نظر دادین حالا چه خصوصی چه عادی کنکورماااااا افتضاح دادم راستی شاید این اخرین اپ این وبلاگ باشه
دلم گرفته ..... ازین همه سکوت ...... از حرفای نگفته ..از دردهای نهفته میخواهم پرنده ای باشم تا پرواز کنم به جستجوی تو باشم شاید پرواز مرهم این دردها باشد که می داند؟؟؟؟ میخواهم در باران راه روم در سکوت و ارامش بدون چتر و پناه مگر می شود؟؟؟؟ بدون تو این دنیا معنی ندارد ... می دان نمی شود...... میخواهم افتاب باشم تا تا بتابم و بسوزانم هر چه را که در ان عشق معنی ندارد و نابود کنم هر که را که در ان عشق راهی ندارد میخواهم رودی باشم تا بخروشم و فریاد بکشم دریای من دلتنگ تو هستم.......
بای
|
About![]()
فرض كنيم پول دو بستنی نداريم
Home
|